معين الدين محمد زمچى اسفزارى

394

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و ايشان را بدين مباهات است ، كه در زمان بنى اميه « 1 » [ در جميع بلاد بر امير المومنين و اولاد او عليهم الرضوان بر سر منابر لعنت كردند ، الاديار غور كه ] گماشتگان بنى اميه را تمكين نكردند ، « 2 » ( و حكم ايشان را منقاد نشدند ) ، و ازين عار حق تعالى ايشان را عصمت بخشيد ، پس سلطان محمود سبكتكين خواست كه غور را « 3 » بتمامى مسخر گرداند او را ميسر نشد ، « 4 » [ محمد سورى را كه حاكم آنجا بود بمواعيد بسيار و عهد نامها به صلح بيرون و در غزنين او را حبس فرمود ، و بعد از آن سلطان او را گفت كه پسر خود حسن كه در غور حاكم است طلب كن تا ملازم درگاه ما باشد ، و ترا اجازت مراجعت دهيم ، حسن را نيز بدين تدبير بدست آورد ، و هردو را حبس فرمود ، محمد سورى بعد از مدتى كه اميد خلاص منقطع كرد پسر را گفت مرا عمر باخر رسيده ميخواهم كه ترا از اين محبس مخلص شود كه خاندان ما برنيفتد ، و در آنخانه كه محبوس بودند درى در جانب صحرا داشت اما تا زمين سى گز بود ، شبى پلاسى كه در خانه انداخته بود ببريد و برهم بست مثل ريسمانى و پسر را از آن در خلاص داد ، پس پسرش پياده بغور رفت و حكومت بگرفت ، سلطان ازين حال خبر يافت محمد سورى را بكشت و كينه و خصومت غوريان و غزنويان قايم گشت ، بعد از آن هرلشگر قصد ايشان كرد منكوب و مغلوب بازگشت ، تا سلطان سنجر بنفس خود و بهرامشاه از طرف غزنين قصد ايشان كردند غوريان غالب آمدند و غنيمت بسيار گرفتند ] ، و لشگر عظيم آورده بسر بهرامشاه « 5 » رفتند و او را بعد از جنگ « 6 » عظيم هزيمت كرده پسر محمد سورى غزنين را بگرفت و بر تخت نشست ، پس بهرامشاه از هند لشكرى « 7 »

--> ( 1 ) - عبارت : [ در جميع بلاد بر امير المومنين و اولاد او عليهم الرضوان بر سر منابر لعنت كردند الاديار غوركه ] از زيادات مج مىباشد . ( 2 ) - مك : و حكم ايشان را منقاد نشدند . مج : اين عبارت را ندارد . ( 3 ) - مج : غور را بتمامى مسخر . مك : غور را مسخر . ( 4 ) - عبارت : [ محمد سورى را كه حاكم آنجا بود بمواعيد بسيار و عهد نامها . . . و خصومت غوريان و غزنويان قايم گشت ] از زيادات مج مىباشد . ( 5 ) - مج : بهرامشاه رفتند و او را . مك : بهرامشاه و او را . ( 6 ) - مج : جنگ عظيم هزيمت . مك : جنگ هزيمت . ( 7 ) - مج : لشكرى . مك : لشكر .